تبليغاتX
عرفان حقیقی - معروف کرخی در کتب ومقالات فرقه نعمت اللهی گنابادی و سئوالات ما
نقد تصوف گنابادی
 

معروف کرخی در کتب ومقالات فرقه نعمت اللهی گنابادی و سئوالات ما



نویسنده مقاله در مورد معروف نوشته است که:

سه نص در مورد اسلام آوردن معروف کرخی به دست امام رضا در دست است : یکی از قشیری و دومی از مناقب الابرار شهرزوری و سومی از کتاب انباء نجباء الانبار .
مولف ، قول سلمی را که معروف به دست علی بن موسی الرضا اسلام آورد را نقل می کند و سپس بیان می کند که این نص ، نص تامی نیست ، زیرا موانعی تاریخی در مورد اسلام ظاهری معروف به دست امام رضا وجود دارد که عبارتند از :
۱. امام رضا در سال وفات امام صادق ، یعنی در سال ۱۴۸ هجری ، متولد شده و در سال ۲۰۳ هجری و در ۵۵ سالگی در طوس به شهادت رسید . از روایات معروف کرخی و حکایاتش و آنچه درباره اش گفته شده است ، مشخص می شود که وی هنگام وفات نه جوان بوده و نه پیر و حداقل عمرش از ۶۰ سال کمتر نبوده است . این بدین معنی است که او تقریبا هم سن امام رضا بوده و بنابر این در اینجا مشکلی مبنی بر قبول این روایت که معروف کرخی در کودکی از خانواده اش گریخت و به دست امام رضا اسلام آورد ، پیش می آید که اسلام آوردن یک کودک به دست کودک دیگر معنی ندارد .
۲. معروف کرخی از امام صادق روایاتی نقل کرده است و دو نص مبنی بر تلمذ معروف کرخی نزد امام صادق در زمینه عرفانی وجود دارد که این روایات در اسرار التوحید نیز آمده است ، و اگر فرض کنیم که معروف در هنگام تلمذ در محضر امام صادق ، ۲۵ ساله بوده و او این روایات را در سال آخر عمر امام روایت کرده ، این بدین معنا است که معروف کرخی حداقل در سال ۱۲۸ هجری زاده شده و دست کم یکی دو سال قبل از ولادت امام رضا اسلام آورده است .
مولف می گوید : شهرزوری نگفته که معروف به دست امام رضا اسلام آورد درحالی که کودک بود . کلام او این است که او گریخت و به امام رضا پیوست و به دست او اسلام آورد ، سپس به خانه اش بازگشت . قشیری هم گفته : هنگامی که معروف کرخی فرار کرد ، والدینش گفتند : با هر دینی به خانه برگردی ، از آن پیروی خواهیم کرد . سپس او به دست امام رضا اسلام آورد و به خانه برگشت .
در اینجا برای رهایی از این مشکل ، وجوهی مطرح شده است :
۱. انصاری هروی گفته : کسی که به دست امام رضا اسلام آورد ، پدر معروف بود نه خود معروف .
۲. از نظر شاه نعمت الله ولی ، معروف به دست امام موسی کاظم اسلام آورد و دربان او بوده است .
۳. اسلام ظاهری معروف کرخی به دست کسی غیر از امام رضا و اسلام باطنی او به دست امام رضا بوده ، ولی در مورد خانواده اش باید گفت که اسلام ظاهری و باطنی آنها به دست امام رضا بوده است . بر اساس نصی که می گوید : معروف پس از سال های زیاد نزد خانواده اش بازگشت و این همان معروفی بوده که تسلیم امام رضا بوده است ، مولف نتیجه می گیرد که :
« ما جدا احتمال می دهیم که اسلام باطنی معروف به دست امام موسی کاظم بوده و امر بر راویان مشتبه شده و ابالرضا را - به اشتباه - رضا پنداشتند ، و این اصلا عجیب نیست چرا که در تاریخ از این نمونه ها بسیار است : شقیق بلخی با امام کاظم که جوان بوده ملاقات می کند و نیز هشام بن حکم به امام کاظم در زمان حیات امام جعفر صادق رجوع می کند . »

محمد باقر سلطانی (پسرکوچک ملاسلطان)درکتاب رهبران طریقت وعرفان انتشارات حقیقت چاپ1383 ص129میگوید:

رهنمای طریقت علوی دربان رضوی جناب معروف کرخی قدس الله سره کنیه آن جناب ابومحفوظ و نام معروفش      همان معروف است . موطن پدری و مولدش کرخ یکی از محلات مشهوربغداد است . پدر وی بنا براختلاف اقوالی فیروزیا فیروزان یا علی  نام داشته است.پدر ومادر وی نصرانی بوده اند . ازاین رو در طوفولیت وی را به معلمی ترسا سپردند. معلم طبق رویه خود وی را به تثلیث خواند و به نام ابن و ابن و روح القدس  به وی تسبیح آموخت. وی بر معلم انکار آوردکه نی خدا واحد است. معلم سختکتکش زد . او از مکتب گریخت ولی  به خانه نرفت و مدتها آواره و ناپیدابود.والدینش ازفقدانش متاسف وآرزو می کردند معروغ برگردد برهردینی می خواهد باشد.حتی می گفتند اگربر گردد بر هر دینی که باشدما هم با وی موافقت می کنیم .آن جناب پس ازآنکه بر دست مبارک حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به اسلام مشرف و تلقین توبه یافت به خانه پدربرگشت و درب خانه بزد. پدرش پس از ملاقات و استشار از مراجعت وی  گفت برچه دینی  هستی ؟ گفت: بر دین اسلام . پدرو مادرش بر دین اسلام گرویدند.

حضرتش در ابتدا مدتی با شیخ داود طائی مصاحبت داشت ومشغول ریاضت بود تا به افتخار دربانی خانه حضرت رضا (ع) مفتخرآمد وتاآخرعمر قرین این افتخار بود و عاقبت هم سربر در آستانه مبارک جان داد. به این قسم که درسنه  دویست هجری عدهای ازشیعیان خراسان به قصد زیارت وتشرف حضور حضرت رضا (ع) بر درخانه آن حضرت جمع بودند وپس ازاخذ اجازه شرفیابیاز کثرت شوق و ولع به حالت هجوم وارد منزل شدند . جناب شیخ معروفکه در آن زمان پیرمرد وضعیف  و بر باب  خانه ایستاده بود بر اثرفشارو ازدحام جمعیت دچارشکستگی استخوان پهلوگردیده و از آن صدمه به زودی رحلت فرمود. مدفن آنحضرت بغداد است.تولد آن حضرتش ضبط  تواریخ نیستولی رحلت حضرتش سنه دویست یا دویست و چهارهجری ضبط   شده است.از مدت حیاط نیزذکری در جایی  نشده است ....................

...............ماذنین ارشاد از طرف وی به اجازه دستگیری مفتخرشده اند:1- خلیفه الخلفاء و جانشین وی جناب شیخ سری سقطی .2-ابراهیم بن عیسی.3-  محمد بن سوار.4- ابواسحق صیاد.

ابو عبد الرحمان سلیمی صاحب کتاب طبقات الصوفیه می گوید:

معروف در  8 سالگی به دست امام رضا (ع) مسلمان شدو پدر ومادرش مجوس بودند

سید هبت الله جذبي در كتاب باب ولايت و راه هدايت انتشارات حقیقت سال1381مقاله ششم ص 100

می گوید:

سلسله گنابادی یکی از معروفترین رشته نعمت اللهی که به ام السلاسل معرف  است  می باشد .رشته این سلسله مرتب به حضرت شاه نعمت الله ولي واز ايشان منتهي مي شود به حضرت جنيد بغدادي كه از بزرگترين عرفا و درك زمان حضرت هادي (ع)و حضرت عسكري (ع)را نموده وچون زمان او مقارن با زمان غيبت صغري امام زمان (عج)بوده و اجازه ارشاد از طرف قرين الشرف حضرت قائم(عج) نيز داشته است از اين رو نزد عرفا به شيخ الطايفه و اول الاقطاب في الغيبه معروف است. ان بزرگوار تربيت شده سري سقطي است كه اجازه ارشاد از حضرت ثامن الائمه و حضرت جواد و حضرت هادي (ع)داشته است و ان بزرگوار تربيت شده معروف كرخي بوده است كه دركزمان حضرت كاظم و افتخار در باني حضرت رضا (ع) راداشته و از طرف ان حضرت اجازه ار شاد داشت و به اصطلاح عرفا شيخ المشايخ بوده و سلاس معروفیه  به او منتهی می شود..........

جناب سلطان حسین تابنده (رضا علیشاه) در کتاب نابغه علم وعرفان در قرن چهاردهم  انتشارات حقیقت سال1384 ص84 میگوید:

جناب شیخ جنید بغدادی که اول اقطاب است در زمان غیبت و آن جناب تربیت یافته خالوی خود شیخ سری سقطی وشیخ سری تربیت شده شیخ المشایخشیخ معروف کرخی و شیخ معروف خدمت حضرت صادق(ع)و کاظم(ع)و رضا(ع)  رسیده واز طرف حضرت رضا (ع) ماموربه دعوت ولایتی بود ودر زمان خود آن حضرت در سال دویست از هجرت یا 201 به اختلاف اقوال وفات یافت.

وهچنین جناب سلطان حسین تابنده نظیراین مطلب در کتاب یاداشتهای سفربه ممالک عربی چابخانه حیدری  سال1353ص26 می  آوردو میگوید:

....... پدرو مادرش  در ابتدامسیحی بوده وبعدا اسلام آوردند جناب  معروف درک خدمت حضرت صادق(ع) وکاظم(ع)ورضا(ع)نموده ودرمجمع مینویسد:(ومعروف الکرخی ممن یروی عن جعفربن محمد الصادق علیهماالسلام)و درتنقیح المقال ما مقانی نیز ازاوتمجید شده وتصریح بجلالت قدراو او گردیده است و صاحب  اصول الفصول گفته که معروف در آستان حضرت کاظم(ع)ورضا(ع)دربان بوده است.

.............در سال دویست یا دویست یک که سه یا دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(ع)باشداز دنیا رفتو در  ب غ دادمدفون گردید................وعجب آن است با آنکه شیخ معروف دربان حضرت رضا (ع) بوده به تسنن معروف است وشیعه به زیارت او نمی روند......

جناب ملاعلی گنابادی (نورعلیشاه ثانی) در کتاب صالحیه چاپخانه دانشگاه طهران سال 1346ص347 در رشته سلسله اقطاب میگوید:

........وآنجنابخلیفه سید الطائفه وام السلاسل شیخ جنید بغدادی و آنجناب خلیفه سری  سقطی  و آنجناب  خلیفه شیخ معروف  کرخی  وآنجناب  در روایت     کان یاخذ من الصادق(ع)     لکن به دعوت و طریقت منصوب و ام السلسله است  ازجانب امام ثامن ضامن علی بن موسی   الرضا(ع)  و دربان بود..........

وهمچنین ملاعلی گنابادی  در  کتاب رجوم ص18 چاپ سنگی میگوید:

......پس می گویم که جناب معروف کرخی مدتها خدمت به حضرت صادق و حضرت کاظم وحضرت  رضا علیه السلام نمود و عصر  چهر امام را درک کرده و اجازه نقل روایت ازحضرت صادق علیه السلام و تکمیل  شدهو خرقه وکسوت از دست آن حضرت یافت و بعد ازخود سری  و ایشانجنید رانصب فرمودند.........

حاج ملا سلطان گنابادي در كتاب ولايت نامه  انتشارا تحقیقت سال1380  باب دهم ص 243 اين چنينمی گوید:

 ..........  جنيد بغدادی يو آنجناب خليفه خال خوده شيخ سري سقطي بغدادي رحمت الله عليه . و ان جناب خليفه غوث الملهوفين شيخ ابو محفوظمعروف بن علي الكرخي و ان حضرت اذن و اجازه ارشاد و دستگيري داشت از ساطان طريقت و برهان حقيقت مصدر هدايت و مظهر كرامت الامام الهمام علي بن موي الرضا صلوات الله عليه .......

محمد معصوم شيرازي (معصومعليشاه)صاحب طرائق الحقایق ج2 ص288  در باره معروف کرخی  اینچنین می گوید:

و ابن خلكان در كتاب وفيات الاعيان مينويسد  و كان ابوه ننصرانيين فاسلماه و هو صبي الي مؤدبهم و كان المؤدب يقول له قل ثلاث ثلاثه فيقول معروف بل هو والواحد فضربه المعلم علي ذلك ضربا مبرحا فهرب منه و كان ابواه يقولان ليته يرجع الينا علي اي دينا علي اي دين شاء فنوافقه عليه ثم انه اسلم علي يد علي بن موسي الرضا عليه السلام  فرجع الي ابويه فدق الباب فقيل له من بالباب فقال معروف فقيل له علي اي دين الاسلام فاسلم ابواه.

.........

باز شيخ سري بود معروف           چون سري سر او باو مكشوف

از امام او جواز احسان يافت         شبهه بگذاشت راه ايمان يافت

یافت خدمت امام مجال                 بود دربان درگهش ده سال

نسبت سابقش چنين مي دان           شيخ داود طائيش مي خوان

.........

شاه نعمت الله ولی  در  دیوان کامل خود انتشارات کتاب فروشی فخر رازی به قلم محمد عباسی بخش  مثنویات مثنوی 71  ص661  در مورد سلسله اقطاب خود این چنین می گوید:

شيخ ما كامل و مكمل بود         قطب وقت امام عادل بود

گاه ارشاد چون گفتي               در توحيد را نيكو سفتي

يافعي بود نام عبدالله                  رهبر رهوران ان در گاه

...................

شيخ او شيخ كاملش دانند        رود علي درباريش خوانند

شيخ او هم جنيد بغدادي          مصر معن دمشق دلشادي

شيخ او خال او سري سقطي     محرم حال او سري سقطي

باز شيخ سري بود معروف       چون سري او به او مكشوف

او از موسي جواز احسان يافت   كفر بگذاشت نقد ايمان يافت

يافت در خدمت امام مجال      بود بواب در گهش ده سال

شيخ معروف را نكو مي دان     شيخ داود طائيش مي خوان

شيخ او هم حبيب محبوب است   عجمي طالب و مطلوب است

پير بصري ابو الحسن باشد          شيخ شيخان انجمن باشد

يافت او صحبت علي ولي          گشت منظور بندگي علي

...............

سوالها

اگر  معروف کرخی شیخ الشیوخ صوفیه است وبه دست امام رضا (ع)توبه کرده واجازه ارشاد در یافت داشته ودبان آن حضرت بوده پس چرا این احادیث در رد صوفیه از آن بزرگوار نقل شده است؟

(هرکس نزد او ازصوفیه سخن به میان آید وبه زبان و دل انکارایشان نکند ازما  نیست و هر کس  صوفیه را انکار نماید گویا این که در راه خدا در حضوررسول خدا باکفار  جهاد کرده است) سفینته البحار ج2 ص57 شرح نهج البلاغه خوئی ج6ص304 حدیقته الشیعه ص563 والاثنی عشریه ص32

ودر حدیث دیگری

حسین بن سعید می گوید از حضرت  رضا(ع) در باره صوفیه سوال کردم حضرت فرمودند:کسی قائل به تصوف نمی شود مگر از سوی خدعه و کر یاجهالت و حماقت لیکن اگر کسی از روی تقیه خود را صوفی بنماند تا ازشر  آنها در امان بماند بر او   گناهی نیست به شرط آن که ازعقاید باطلشان چیزی نیاموزد) سفینته البحار ج2 ص58

الاثنی عشریه ص31

چرا هیج یک ازکتابهای معتبررجال شیعه به شرح حال معروف کرخی نپرداخته اند؟ و چرا پیروان مکتب  خلفا از اوستایش نموده اند ؟ چنانکه ابن حماد حنبلی از معروف با عنوان (القدوه الزاهد)نام می برد و هم چنین صاحب    الرساله القشریه در وصف او می گوید: (کان من المشایخ الکبار محاب الدعوه یستشفی بقبره)  القشیری الرساله القشیریه ص41

و هم چنین ارتباط او با ابن حنبل  چنان که نقل است که عبد الله بن احمد ازپدرش  می پرسد که آیا معروف از      علم بهره ای برده ؟ احمد درپاسخ می گوید : اصل  علم که عبارت ازخشیه الله باشد با اوست. ابن عماد حنبلی        شذارت اذهب ج3ص478 

اگر معرف  کرخی شیعه است  پس چرا به تسنن معروف است وشیعه به زیارت قبر او نمی روند؟

چرا مرحوم مجلسی در کتا ب عین الحیات سمت در بانی اوراانکار کرده است؟

همه مورخین گفته اند که کرخی سال 200 در بغداد از دنیا رفته است و در همان سال امام  رضا(ع)  به مرو  

می رود وهیج یک از مورخین نگفته اند که امام در مسیر مرو به بغداد رفته است مسیرحضرت از مدینه به خوزستان و از خوزستان به مرو بوده است و در تاریخ نیامده که معروف کرخی وارد مدینه شده باشد.

ثانیا حضرت (ع) در مدینه دربان نداشته اند و کسانیکه دربانی معروف کرخی  را نقل می کنند این وظیفه را به دوران ولایتعهدی امام (ع)مربوط می دانند . در حالی که ولایتعهدی امام رضا(ع) ازسال  200 ت 203 بوده است و معروف کرخی در سال 200از دنیا رفته است.

پس باوجود این چگونه می توان معروف کرخی را سرسلسله دانست

اگرفوت معروف کرخی چنان که مشهور استدر سال200 اتفاق افتاده باشد پس می بایست سن او در هنگام فوت 70 یا 80 سال بوده باشد بنابراین او می بایست در سال 120 یا حدود سال 130 متولد شده باشد یعنی نزدیک به 20 سال پیش از تولد امام رضا(ع) پس این که گفته شده است در کودکی  به دست امام رضا(ع) ایمان آورده است ظاهرا درست نیست. چگونه ممکن است  شخصی که در کودکی  به دست امام رضا(ع) مسلمان شده آنگاه همین شخص از اصحاب امام کاظم (ع) باشد؟

لازم به تذکر است که تشابه اسمی بین معروف بن فیروزان کرخی با معروف خربوزان کرخی  صحابه امام صادق علیه السلام بودده است.

درحالی که شهادت امام صادق علیه السلام سال148 ه ق می باشد(منتهی الامال ج2ص243) وسال ولادت امام رضا علیه السلام نیز همزمان با سال پایان عمر امام صادق علیه السلام است یعنی امام رضا علیه السلام طبق نقل مشهور چند روز پس از شهادت امام صادق علیه السلام متولد شدند و طبق نقل مشهور نیز پنج سال پس از شهادت امام صادق علیه السلام  یعنی در سال 153 ه ق متولد شده اند (منتهی الامال ج2ص243). ودر هر صورت این سخن که معروف کرخی در کودکی به دست امام رضا علیه السلام مسلمان شده باشد و همچنین از امام صادق علیه السلام که قبل از تولد امام رضا علیه السلام به شهادت رسیده اند روایت نقل کرده باشد قابل جمع نیست.

اگر معروف کرخی شیخ بوده پس چرا سلسله خود را به امام رضا علیه السلام می رسانید.چرا به امام زمان عج نمی رسانید

ضمنا اگر معروف کرخی شیخ است چطور یک شیخ مجاز می تواند قطب مشخص کند وسری سقطی را به قطبیت برگزیند.واگر سری قطب نیست چگونه می شود او جنید بغدادی را به قطبیت معرفی کند

اصلا در زمان حیات امام چگونه می شود معروف به سری حکم بدهد ولی امام زنده باشد.

اگر معروف کرخی شیخ بوده پس چگونه ماذنین ارشاد از طرف وی به اجازه دستگیری مفتخرشده اند؟

1- خلیفه الخلفاء و جانشین وی جناب شیخ سری سقطی .2-ابراهیم بن عیسی.3-  محمد بن سوار.4- ابواسحق صیاد

اگر سری  سقطی لیاقت خرقه را دارا باشد باید از امام رضا  علیه السلام آن را دریافت کند نه ازمعروف کرخی.

چرا آقایان در کتب خود سلسله را از معروف کرخی به امام رضا علیه السلام می رسانند  ولی شاه نعمت الله ولی  که سلسله شما به نعمت اللهی مشهوراست معروف کرخی را به به جای ا مام رضا علیه السلام برساند به داود طائی  واز  داود طائی  به حبیب عجمی  واز حبیب عجمی  به حسن بصری  واز حسن بصری به حضرت امیر علیه السلام می رساند

منبع گناباد۱۱۰

 

http://gonabad110.com/article80.html

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:30  توسط مهدی منتظری جومندی |