![]() |
![]() |
|
| نقد تصوف گنابادی |
|
رد سلاسل صوفيه نعمت الهي گنابادي قسمت نهم
ج)حسن بصري از ديدگاه علما : 1-علامه حلي : حسن بصري از اعدا اهل بيت عصمت و طهارت است(119)
-علامه كشي : حسن كسي بود كه با اهل هر خرقه به آنچه دوست داشتند مماشات مي كرد و براي رياست رنگ عوض مي كرد و رئيس قدريه بود(120) 2-علامه خوانساري: بديهي است حسن بصري انسان شايسته اي نبود و لعن او واجب است و او را از همه مخالفان بيشتر با علي مخالفت مي كرد(121) 4-وحيدئ بهبهاني : بدي حال حسن بصري نزد فقها و اعيان شيعيان اظهر و اشهر است از بدي فرعون و شيطان(122) 5-محقق علي دواني :حسن بصري از علما و زهاو عامه است و به دشمني با علي عليه السلام معروف بود او رئيس قدريه است.(123) 6-خان سپهري :وي (حسن بصري) را نزديك شيعيان واقعي نباشد(124) 7-علامه عسگري حسن بصري بر حضرت امير المومنين عليه السلام در جنگ بصره اشكال كرده است و حضرت او را نفرين فرمود(125) 8-علامهمير سيد حسين نواده دفتري محقق ثاني : واجب است لعن او حسن بصري از اعدا است(126) 9-حاج ميرزا علي اكبر نهاوندي : از آن چهار نفر مذموم حسن بن ابي الحسن بصري است(127) با اين خلاصه كه از اين اوراق تاريخ و روايات جمع آوري شد حال حسن بصري معلوم گرديد و باز اين سوال هميشگي مطرح است كه بايد قطبيت حسن بصري و خرقه گيري او از حضرت مولا را از صوفيه پذيرفت يا روايات و تاريخ را قبول كرد بي شك حسن بصري نالايق ترين افراد است كه هيچگونه جاي ترديدي در دشمني او با آل الله باقي نمانده است سر سپردگي در مقابل چنين شخصيتي به نام يك عارف و شاگرد مولا جز جهل صوفيانه هيچ توجيه ندارد. نكته اي در خرقه گيري حسن بصري از مولا نا علي عليه السلام نويسنده كتاب حسن بصري مي گويد آيه الحق علامه شيخ محمد همداني كه از مشاهير طريقت نور بخشيه اند در مصاحبه اي كه مجله دعوت صوفيه نور بخشيه با ايشان نموده فرموده اند در حقيقت اگر نور بخشيه پاكستان و هندوستان بر خلاف كشمير سلسله را به حسن بصري مي رسانند در حق خويش و پيروان خود جفا مي كند و نا خود آگاه بطلان طريقه خويش را به اثبات مي رسانند هر خرقه اي از تصرف كه به حسن بصري برسند باطل مي باشد زيرا محال است كه علي عليه السلام به دشمن سر سختش كه او را سامري امت خوانده است خرقه ارشاد بپوشاند و او را در اين امر معنوي مجاز نمايد حال بايد از شاه نعمت الله پرسيد حسن بصري كه از ديدگاه بزرگان شما نيز از دشمنان امام علي عليه السلام است و لياقت خرقه پوشي از آن حضرت را نداشته چگونه تا اين اندازه مورد تائيد جناب عالي است
تكذيب امير المومنين علي عليه السلام اهل تسنن به نحوي حضرت امير سلام الله عليه را نكذيب كرده اند كه تاريخ محفوظ مي باشد و اينجا مقام بيان اين موضوع نيست اما صوفيه به نحوي ديگر به حضرت مولا عليه السلام دروغ بسته اند و چه نيكو گفته عامرين شراحيل اكثر من كذب عليه من الامه الاسلاميه هو امير المومنين علي عليه السلام از دروغهاي بزرگ صوفيه به مولانا علي عليه السلام خرقه پوشي دشمنان اهل بيت عليهم السلام از ناحيه آن ذات مقدس است پايان نقد سلسله نعمت اللهي با چند حديث : تا اينجا سعي شد كه با اسناد و مدارك عمدتا صوفي افكار و انديشه هاي آنها بررسي و نقد شود و از هر گونه احساسات پرهيز گردد لذا حتي از آوردن روايات شيعه در مذمت صوفيه امتناع كرديم اما در پايان بحث نقادانه خود به چند روايت از اهل البيت عليه السلام در مورد خرقه صوفيه مي پردازيم 1-قال النبي صلي الله عليه و آله يكرن في آخر الزمان قوم يلبسون الصوف في صيفهم و شتائهم يرون ان لهم الفضل بذلك علي غير هم اولئك تلعنهم ملائكه السماوات و الارض(128) پيامبر فرمودند: در آخر الزمان مردمي مي آيند كه در تاستان و زمستان لباس پشمي مي پوشند و گمان مي كنند كه با اين عمل, فضيلت پيدا مي كنند, اما ملائكه آسمان و زمين آنها را لعنت مي كند. 2-ايصا قال ياتي في آخر الزمان قوم ياتون المساجد فيقعدون حلقا ذكرهم الدنيا و حب الدنيا لا تجالسوم فليس لله فيهم حاجه(129) در آخر الزمان گروهي مي ايند كه در مساجد حلقه مي زنند ذكر آنها دين است با آنها همنشين نشويد كه در آنها خيري نيست. 3-ايضا: سيكون في آخر الزمان قوم يجلسون في المساجد حلقا اما مهم الدنيا فلا تجالسوهم(130) 4-دخل سفيان الثوري علي بن عبدالله عليه السلام فراي عليه ثبات بيض كاتها فرقي البيض فقال له ان هذا اللباس ليس من لباسك فقال عليه السلام له اسمح مني و ع ما اقول لك فانه خير لك عاجلا و آجلا ان متّ علي السنته و الحق و لم تمت علي بدعه....(131) 5-قال الرضا عليه السلام من ذكر عنده الصوفيه و لم ينكرهم بلسانه او قلبه فليس منا و من انكرهم فكانما جاهد الكفار بين يدي رسول الله(132) امام رضا عليه اسلام: كسي كه در نزد او نامي از صوفيه برده شود و آها را با زبان يا قلب انكار نكند از ما نيست و كسي كه آنها را انكار كند گويا با كفار همراه پيامبر اكرم جنگيده است. 6-عن البزنطي قال رجل من اصحابنا للصادق عليه السلام قد ظهر في هذا الزمان قوم يقال لهم الصوفيه فما تقول فيهم قال عليه السلام انهم اعدائرنا فمن مال اليهم فهو منهم يحشر معهم وسيكون اقوام يدعون حبنا و يميلون اليهم و يتشبهون بهم و يلقبون انفسهم بلقبهم و ياولون اقوامهم الا فمن مال اليهم فليس منا و انا منه برا و من انكرهم ورد عليهم كان كمن جاهد الكفار بين يدي رسول الله صلي عليه و آله(133) شخصي از امام صادق عليه السلام پرسيد: در اين زمان گروهي آمده كه به آنها صوفيه مي گويند نظر شما چيست؟ حضرت فرمودند: آنها دشمنان ما هستند هر كسي كه به آنها مايل باشد از آنها به حساب مي آيد و با آنها محشور مي شود و بزودي گروهي مي آيند و ادعاي محبت ما را دارند و خود را شبيه به صوفيه مي كنند و لقب آنها را بر روي خود مي نهند. و گفته هاي آنها را توجيه مي كنند, بدانيد كسي كه به آنها مايل گردد از ما نيست و ما از آنها بيزار هستيم و كسي كه آنها را انكار و رد كند مانند كسي است كه با كفار همراه پيامبر اكرم جنگيده است. و روايات ديگري ار اين قبيل كه در كتاب سفينه البحار مرحوم محدث قمن جلد 5 ماده صوف آورده شده است يك نكته بسيار مهم در موضع گيري اسلام براي جلو گيري از رشد بدعتها شايد تصور عد بر اين باشد كه براي سالم ماندن از فتنه صوفيه كنج عزلتي اختيار كنند و سكوت در مقابل اين انحراف را نوعي عكس العمل مثبت تلقي نمايد لكن با مراجعه به روايات اهل بيت عليه السلام هم به بطلان اين نحوه از عملكرد پي برده مي شود و هم نحوه صحيح مقابله با بد عتها روشن مي گردد در رواياتي كه گذشت اهل بيت عليه السلام مردم را تشويق كردند به اينكه علاوه بر كناره گيري از خرقه صوفيه آنها را رد و انكار كنند مانند من انكر هم ورد عيهم كان كمن جاهد الكفار بين يدي رسول اله صلي عليهم وآله من ذكر عنده الصوفيه و لم ينكرهم بلسانه او قلبه فليس منا و رواياتي ديگر كه نهي مجالست با آنها را فرموده اند علت اين نحوه برخورد چيست؟ از اينگونه عبارات فهميده مي شود كه مسلمين وظيفه دارند تا در مقابل صوفيه اقدام عملي و علمي كنند و به هر نحو ممكن كه مقدور آنهاست در رد و انكار آنها بكو شند زيرا هدف اسلام ريشه كن كردن بدعتها ست نه سكوت در مقابل آنها چونكه هر بدعتي زمينه رشد و كمال را سلب ميكند و اين مخالفت بعثت انبيا عليهم السلام مي باشد نكته اي ديگر در حديث از امام صادق عليه السلام نقل شده كه صوفيه را دشمنان اهل البيت عليهم السلام خوانده اند با وجود اين حديث شريف و شديد اللحن جاي هيچ گونه ادعايي بهر صوفيه مبني بر خرقه پوش از طرف آن الله عليه السلام باقي نمي ماند زيرا كه مسلم است اهل بيت به دشمنان خود بنا به فرض صحت داستان خرقه پوشي خرقه ارشاد هرگز نمي پوشاند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 18:59 توسط مهدی منتظری جومندی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
رد سلاسل صوفيه نعمت الهي گنابادي امام زمان (عج)درنگاه فرقه گنابادی عرفان تصوف درباري مذهب شاه نعمت الله ولي آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|