![]() |
![]() |
|
| نقد تصوف گنابادی |
|
رد سلاسل صوفيه نعمت الهي گنابادي قسمت هشتم تفكر دوم شاه نعمت الله ولي الف)ديدگاه روايات نسبت به حسن بصري 1-امام حسن مجتبي عليه السلام در جواب نامه حسن بصري كه در آن اهل بيت عليه السلام را به معدن حكمت و كشتي هاي نجات توصيف كرده بود : چنين فرموده اند (اما بعد فانا اهل بيت كما ذكرت عند الله و عند اوليائه فا ما عندك و عند اصحابك فلر كنا كما ذكرت ما تقدمتمو نا و لا استبدلتم بنا غيرنا و لعمري لقد ضرب الله مثلكم في كتابه حيث يقول :اتستبدلون الذي هو ادني بالذي هو خير(112) 2-عن ابي حمزه الثمالي قال اتي الحسن البصري ابا جعفر الباقر عليه السلام فقال جئيك لاسالك عن اشياءمن كتاب الله عز و جل فقال له ابو جعفر عليه السلام و الست فقيه اهل البصره قال قد يقال ذلك فقال له ابو جعفر هل بالبصره احد تا خدمته قال لا قال فجميع اهل البصره ياخذون عنك قال نعم فقال ابو جعفر عليه السلام سبحان الله لقد تقلدت عظيما من الامر(113) 3-قال ابن ابي الحديد : و ممن قبل فيه انه يبغض عليا عليه السلام و يذمه الحسن ابن ابي الحسن البصري(114) 4-قال امير المومنين عليه السلام اما ان لكل قوم سامريا و هذا (الحسن البصري ) سامرتي هذه الامه(115) حال جاي اين سوال باقي است شخصي چون حسن بصري كه سامري امت پيامبر است چگونه مي تواند مرشد و هادي يك خرقه بزرگي باشد كه به گمان خود هم خرقه نجات يافته اند و هم متصل به سلوك معصومين عليهم السلام و چگونه نعمت الله ولي به ولايت و سرپرستي سامري امت اسلام راضي گشته و او را پيرو مرشد طريقت صوفيان مي داند چه نيكو سروده شيخ حسن بن جعفر بن محمد الدوريستي بغض اوصي علامه معروفه كتبت علي صفحات اولاد الزنا من لم يوال من الانام وليه سيان عند الله صلي او زنا حسن بصري بي شك از دشمنان ولايت بوده و در هر موضعي كه فرصتي مي يافته بر حضرت امير المومنين عليه السلام مي تاخته است در جنگ جمل از هواداران طلحه وزيبر بود به نحوي كه حضرت مولا عليه السلام را شديدا توبيخ كرده و او را طعنه زده است كه ما در بخش حسن بصري در آينه تاريخ به آن اشاره مي كنيم و شايد اينكه حضرت امير سلام الله عليه در مورد بصره فرمودند (بها تسعه اعشار الشر المحتبس فيها يذنبه و الخارج بعفو الله)(116) متوجه وجود شخصيتي چون حسن بصري مي باشد. خلاصه كلام حسن بصري نه تنها شيعه نبوده و خرقه را از حضرت مولا نگرفته بلكه از دشمنان حضرت هم بوده است كه بيان تاريخ و احاديث صريحا اين موضوع را تائيد مي نمايد و بديهي است كه اين امر (ناصبي بودن حسن بصري) باآنچه كه صوفيه مدعي آن است (شيعه بودن حسن) بلكه خرقه گيري حسن بصري از علي عليه السلام كاملا در تضاد است در نتيجه يا بايد اين قسمت از تاريخ مسلم را ناديده گرفت و يا اينكه گفته هاي صوفيانه را در مورد حسن بصري تكذيب كرد كه صد البته قسم دوم به عقل نزدبكتر است ب)حسن بصري در آينه تاريخ: نمونه اول ابن عباس مي گويد چون جنگ جمل پايان يافت و حضرت پس ار ايراد خطبه اي شديداللحن در سيري كه ميرفتند با حسن بصري برخوردند او مشغول وضو گرفتن بود امير المومنين عليه السلام فرمودند اي حسن در وضوي خود دقت كن و شرايط آن را رعايت نما آداب ظاهري و باطني آن را مراقب باش حسن بصري به طور اعتراض جواب مي دهد ديروز بود كه تو با مردمي مي جنگيدي شهادت به توحيد داد معتقد به رسالت خاتم تانبين بوده در رعايت آداب و شرايط وضو مراقبت داشته و فرائض خود را به جا مي آورد امير المومنين عليه السلام مي فرمايند در صورتي كه چنين بوده و تو شاهد اين جريان بودي پس چرا بر خلاف ما از آن مردم طرفداري و مساعدت نكردي ؟ حسن مي گويد سوگند به خداوند كه درست گفتي و من كلام ترا تصديق مي كنم در روز اول جنگ بود كه از خانه بيرون آمده و غسل كردم و حنوط به بدنم ماليدم اسلحه جنگ را همراه خود برداشتم و معتقد بودم كه تخلف كردن از همراهي ام المومنين عايشه با كفر برابر است و راه خود را به سوي لشكر گاه بصره پيش گرفتم و چون نزديكي حريبه رسيدم آوازي شنيدم مي گفت اي حسن مراجعت كن قاتل و مقتول هر دو جهنمي اند و من به حال وحشت و اضظراب به منزل خود برگشتم و چون روز دوم شد باز همان عقيده مرا از جاي خود حركت داده و از منزل خود به نيت قتال و بيرون آمدم باز چون به محل حريبه رسيدم همان آوازرا شنيدم كه برگرد قاتل و مقتول هر در در آتش هستند امير المومنين عليه السلام فرمودند اين سخن درست است ولي آيا مي داني آن آواز كه بود ؟ آن آواز از برادر تو ابليس بود و سخن او نيز صحيح است زيرا كه قاتل و مقتول از اهل بصره و از اصحاب جمل هر كدام باشد داخل آتش خواهد بود(117) حال بايد به سلسله صوفيه خصوصاً شاه نعمت الله گفت : چگونه كسي كه در مقابل حضرت امير سلام الله عليه چنين گستاخانه سخن مي گويد و از دشمنان آن حضرت كه با او جنگيدند و خون هزاران بي گناه را ريختند حمايت مي كند مي تواند خرقه عرفاني خود را از حضرت مولا گرفته با شد و اصلا چنين شخصي كه در حقانيت حضرت امير سلام الله عليه كافر بود چگونه مي توانسته لياقت شاگردي حضرت مولا را داشته باشد و يا اينكه چگونه شاه نعمت الله و امثال او حسن بصري را به عنوان پيرو مرشد خود انتخاب كرده اند و سلسله طلائي خود را با او به امير المومنين عليه السلام وصل نموده اند
نمونه دوم: اعتراض شديد حسن بصري به مولانا علي عليه السلام در جريان قبول حكميت در جنگ صفين از مطالب درد آور تاريخ است كه نقل آن چنين است : وقتي كه حضرت حكميت را پذيرفت حسن بصري گفت اگر حق با تو بود چرا حكميت را مي پذيري اي بي پدر چرا يك قدم پيش نمي روي(118) اين عبارت جز از يك ناصبي كامل از كس ديگري نمي تواند صادر شده باشد چنين كلامي حتي از سر سخت ترين دشمن امام علي عليه السلام يعني معاويه لعنته الله عليه نيز شنيده نشده است بي شك حسن بصري از دشمن ترين دشمنان آل الله عليهم السلام حضرت امام علي عليه السلام مي باشد و اين قطعه دردناك از تاريخ جاي هيچ گونه ترديدي در مورد ناصبي بودن حسن بصري را باقي نگذارده است اينكه حضرت را با عبارت بسيار ناپسندي چون اي بي پدر خطاب مي كند معناي آن كاملا واضح مي باشد كه توضيحش نياز به گستاخي فراوان دارد و خواننده گرامي خود مي واند كه حسن بصري چه جرم سنگيني را مرتكب شده است. ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم دی 1386ساعت 4:3 توسط مهدی منتظری جومندی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
رد سلاسل صوفيه نعمت الهي گنابادي امام زمان (عج)درنگاه فرقه گنابادی عرفان تصوف درباري مذهب شاه نعمت الله ولي آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|