![]() |
![]() |
|
| نقد تصوف گنابادی |
|
رد سلاسل صوفيه نعمت الهي گنابادي قسمت چهارم ۲- سري سقطي (قطب دوم صوفيه بعد از معرف كرخي) از بزرگان اقطاب صوفيه است, كه اجمالا با او آشنا مي شويم. الف؛ نام و مولد سري سقطي؛ شهيد مطهري ره مي گويد ((اهل بغداد است نمي دانيم اصلا كجائي 2-سري سقطي؛ (قطب دوم صوفيه بعد از معروف كرخي) است وي از دوستان و همراهان بشر حاني است سري شاگرد و مريد معروف كرخي و استاد و دائي جنيد بغدادي است سري در سال 245 يا 250 در سن 98 سالگي در گذشته است)).(31) علامه محمدعلي بن وحيد بهبهاني چنين مي گويد: (سري بن مغلس سقطي نام اوست))(32). جامي هم مي گويد ((كنيت او ابوالحسن است. استاد جنيد و ساير بغدادي هاست از اقران حارث محاسبي و بشر حافي است و شاگرد شافعي و معروف كرخي است...))(33) البته جامي سال وفات سري سقطي را (253 هـ. ق) مي داند(34) كه با آنچه شهيد مطهري نقل كرده تفاوت دارد. دكتر علي اصغر حلبي مي گويد ((او چون در اوائل حال در بازار بغداد سقط فروشي (خرده فروشي) مي كرده او را سقطي خوانده اند... وفات او (251 هـ.ق) است.))(35) يك نكته قابل تامل: چرا در برخي از كتب معروف صوفيه سال تولد اقطاب را ذكر نكرده اند و تنها به ذكر سال وفات آنها بسنده كرده اند. مثلا در نفخات الانس سالولادت اقطاب را مانند معروف, سري سقطي, جنيد بغدادي و.... را ذكر نكرده و تنها با بيان سال وفات آنها مطالب را جمع كرده است. به عنوان مثال, سال وفات سري سقطي (253 هـ.ق) است يعني پنجاه و سه سال بعد از وفات استادش معروف كرخي- متوفاي 200 هـ.ق از دنيا رفته اند, اين سوال باقي است كه سري سقطي در چه سالي و در چند سالگي به شاگردي معروف كرخي در آمده است. ب: مذهب سري سقطي؛ جامي در نفحات الانس مي گويد (( (سري سقطي) شاگرد شافعي و معروف كرخي است))(36) از اين كه جامي, سري سقطي را شاگرد شافعي دانسته, مذهب او را بايد در فروع شافعي دانست و اينكه در ادامه مي گويد و شاگرد معروف كرخي است)) يعني از نظر سلوك باطني هم شاگرد معروف كرخي است و از او خرقه گرفته است. و اين شبهه كه اصلا شخصيت معروف كرخي ساختگي است پس چگونه سري سقطي شاگرد او بوده همچنان بر جاي خود باقي است!!! و باز جامي در ديباچه نفحات الانس در بيان بدو ظهور تصوف چنين گفته است (متفرد شدند خواص اهل سنت و جماعت به اسم تصوف و اين نام مختص آن بزرگان شد پيش از سنه دويستم از هجرت))(37) از اين اعتراف جامي به سني بودن اصل تصرف مي توان پي برد كه سري سقطي نيز از اين قاعده مستثني نخواهد بود. با انچه كه در تاريخ صريحا نام افرادي از بزرگان صوفيه جزو اهل سنت خوانده شد اند و اين اعتراف جامي كه به نحو كلي همه صوفيه را سني مي داند چگونه مي توان ادعاي خرقه پوشي آنها را از طرف امام رضا عليه السلام نمود!!! مضافا به اينكه امروزه بزرگان صوفيه تلاش مي كنند تا عده اي از همين افراد معلوم الحال را شيعه معرفي كنند كه اين موضوع با آنچه كه بزرگان صوفيه بدان اعتراف كرده اند هيچ گونه همخواني و سنخيتي ندارد. ج: پاره اي از آداب سري سقطي؛ در بين صوفيه رفتارهاي ناآشنائي به چشم مي خورد كه مريدان آنها و يا خود آنها در صدد توجيه و تاويل آن بر آمده اند و نه تنها آن عمل را از شائبه زشتي زدوده اند بلكه آن را فضيلتي نيز براي كننده اش عنوان كرده اند در اين ميان سري سقطي هم دست خالي و بي نصيب نمانده است. عطار مي گويد: ((هر كه او را سلام كردي روي ترش نمودي و سه گره در پيشاني و ابرو آوردي و سر اين معني كسي از او پرسيد, گفت پيغمبر فرموده است كه ((هر كه سلام كند صد رحمت فرود آيد نود آن كسي را برد كه ابروگشاده تر و رو تازه تر باشد من روي ترش مي كنم و گره در ابرو مي اندازم تا آن نود رحمت برادر مرا بود.))(38) براي نقد اين داستان آنگونه كه عطار نيشابوري مطرح كرده است بايد گفت: · يا صوفيه يك جريان غير اسلامي است كه حق هم همين است در اين صورت جاي هيچگونه بحث و نقدي باقي نمي ماند. · و يا اينكه صوفيه يك جريان اسلامي است كه صد البته آنها حركت خود را يك جريان برخاسته از حقائق ناب شيعي مي دانند- در اين صورت بايد براي نقد اين گونه خلقيات به منابع اصيل اسلامي رجوع كنيم و نوع رفتار سري سقطي ها را با آن بسنجيم. لذا براي اينك صحت يا سقم نوع چنين رفتارهائي معلوم گردد به منابع زير رجوع مي نمائيم: ((رد آداب سري سقطي)) الف: قرآن قال الله تعالي: فبمارحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظاً غليظ القلب لانفضوامن حو لك(39) قران براي تعريف از شخصيت عظيم پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله, نرم خوئي او را نسبت به مسلمين مثال مي زند, و اين نرم خو بودن را به (رحمت الهي) مستند مي نمايد. مفهوم اين كلام الهي كه فرمود فبمارحمه من الله اين است كه: اگر كسي نرم خو در برخورد با نوع خود نباشد از رحمت الهي دور است. يعني در يك تقسيم عقلي چنين بايد گفت: از دو حالت خارج نيست يا آن كسي كه مورد رحمت الهي است فضيلت دارد و يا آن كه از رحمت الهي بي بهره است. كه البته قرآن فضيلت را براي افرادي ثابت مي داند كه از رحمت الهي بهره منداند و با نوع خود نرم خوي اند. 3-قال الله تعالي: و اذا حيتيم بتحيه فحيوا باحسن منها او ردوها....(40) از ديدگاه قرآن اگر شخصي مورد تحيت كه سلام كردن از بهترين تحيات است واقع شد در ابتد بايد شايسته تر و نيكوتر از آنچه كه به او تحيت گفته اند برخورد كند (فحيوا باحسن منها), و در مرتبه دوم اگر موفق به چنين عملي نشد بايد حداقل همانند آن تحيت را به صاحبش برگرداند و استفاده ظريف قرآن از كلمه ردّوها بيانگر اين است كه: تحيات همانند امانات الهي اند و بايد به صاحبش (ردّ ) شود. لذا قران نمي فرمايد: اوقولوالهم تحيه- بلكه امر مي كند به رد همان تحيت (ردّوها) برخورد سري سقطي با مخاطبان و برادران ديني اش در نحوه رد سلام از ميزان قرآن خارج است و در مقياس كلام الهي نمي گنجد و براي توجيه آن بايد محمل ديگري يافت. ب: احاديث قال النبي صلي الله عليه و آله: الاسلام حسن الخلق(41) (اسلام يعني اخلاق نيكو) ايضاً: الخلق الحسن نصف الدين(42)- خلق نيكو نصف دين است. قال علي عليه السلام: الخلق المحمود من شعار العقل و الخلق المذموم من شعار الجهل(43)-اخلاق نيكو نشانه عقل است و اخلاق بد بيانگر جهل است. قال النبي صلي الله عليه آله: لو يعلم العبد ما في حسن الخلق لعلم انه محتاج ان يكون له خلق حسن (44)-اگر انسان بداند كه در اخلاق نيكو چه چيزي نهفته است مي فهمد كه به اخلاق نيكو محتاج است. ايضا قال: ان العبد ليلبغ بحسن خلق عظيم درجات الاخره و شرف المنازل و انه نصف العباده(45)- انسان با اخلاق نيكو به درجات عالي مي رسد و اخلاق نيكو نصف عبادت است. ايضاً قال: اشبهكم بي احسنكم خلقا(46)- شبيه ترين شما به من خوش اخلاق ترين شماست. ايضا قال سوء الخلق ذنبا لايغفر(47)-بد اخلاقي گناهي نابخشودني است. در كلام نبوي اسلام را همان اخلاق نيكو كه از بارزترين آنها برخورد نيكو با مردم است مي خواند و ادراك درجات آخرت را به حسن وابسته اعلام مي نمايد, و شبيه ترين مردم به خود را نيكو خلق ترين آنها مي داند و اميرالمومنين علي عليه السلام, حسن خلق را از ثمرات عقل عنوان مي نمايد آنگونه كه بدخوئي كه ترش روئي از مصاديق آن است را از ثمرات جهل خوانده است. بالاتر اينكه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله: بدخلقي را گناهي نابخشودني دانسته است. پس آنچه كه عطار در تذكره الاوليا به عنوان فضيلتي از فضائل سري سقطي شمرده است نه به معيار قرآن سنجيده مي شود و نه با معيار احاديث كه مفسر كلام خداست ارزشي را داراست. ادامه دارد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 21:34 توسط مهدی منتظری جومندی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
رد سلاسل صوفيه نعمت الهي گنابادي امام زمان (عج)درنگاه فرقه گنابادی عرفان تصوف درباري مذهب شاه نعمت الله ولي آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|